در این فصل مي‌خواستم از سعدي و دوره‌ي ايلخانان بنويسم، مطلب را چندان گسترده يافتم که از حد مقاله بسيار فراتر مي‌شد. تنها به داستان مورچه و سليمان قناعت کردم شرحي کوتاه از سليمان و ملکه‌ي سبا در عهد عتيق تا سليمان و مورچه‌ و ملکه‌ي سبا در قرآن. سپس همين معناي نمادينِ رادر بوستان و گلستان سعدي پي گرفته‌ام 

تصوف چه زاهدانه و چه عاشقانه، نزد سعدی ارجي ندارد. از آن‌همه کرامات و خرق‌عادت‌ها که تذکره‌ها در باره‌ي عارفان و متصوفه نوشته‌اند، هيچ ياد نمي‌کند. او شیفته‌ی انسان و عشق خاکسارانه‌ی انسانی است، از مورچه نیز به عنوان نمادِ انسان‌های فرودست یاد کرده که باید رعایت حالشان را کرد 

فایل PDF

فصل هفتم/ نگاه سعدی به حدیث مورچه و سلیمان