رماني كه جايش بسيار خالي است

كتاب‌ «اندوه‌ يعقوب‌» نوشته‌ علي‌ طهماسبي‌ بازخواني‌ روايت‌ يعقوب‌ در تورات‌ و قرآن‌ است‌. اين‌ كتاب‌ كه‌ قصه‌ اوليه‌اش‌ رمزگشايي‌ و معنايابي‌ قصه‌ حضرت‌ يوسف‌ است‌، در نهايت‌ منجر به‌ روايت‌ زندگي‌ يعقوب‌ مي‌شود. يعقوب‌ به‌ روايت‌ تورات‌ از بدو تولد با خود اندوهي‌ دارد كه‌ اين‌ اندوه‌ تا انتهاي‌ كتاب‌ ادامه‌ مي‌يابد. يعقوب‌ به‌ روايت‌ تورات‌ در هنگامه‌ تولد بر سر نخست‌ زادگي‌ بابرادرش‌ عيسو رقابت‌ دارد. نخست‌ زادگي‌ امتيازي‌ است‌ كه‌ يعقوب‌ براي‌ پيامبري‌ و بزرگ‌ قوم‌ بودن‌ به‌ آنها نيازمند است‌. يعقوب‌ براي‌ تصاحب‌ نخست‌ زادگي‌، عيسو و پدرش‌ را فريب‌ مي‌دهد. از اين‌ پس‌ يعقوب‌ بايد تاوان‌ اين‌ زيركي‌ و هوشمندي‌ خود را بدهد.
عيسو قصد كشتن‌ برادر را دارد و يعقوب‌ ناگزير به‌ كوچ‌ به‌ سرزمين‌ ديگر است‌، در آن‌، هفت‌ سال‌ براي‌ ازدواج‌ كردن‌ با دختر مورد علاقه‌اش‌ چوپاني‌ مي‌كند، اما در شب‌ موعود، خواهر بزرگتر را به‌ همسري‌ او درمي‌ آورند. در اينجا دقيقاً همان‌ ترفندي‌ كه‌ بر سر نخست‌ زادگي‌ زده‌ است‌، اين‌ بار براي‌ خودش‌ اتفاق‌ مي‌افتد، يعقوب‌ تا انتهاي‌ قصه‌ يوسف‌ در اين‌ كتاب‌ حضور دارد. كتاب‌ «اندوه‌ يعقوب‌» روايت‌ جذاب‌ و خواندني‌ از ماجراي‌ يعقوب‌ است‌. تكيه‌ اين‌ كتاب‌ بر معنايابي‌ و رمزگشايي‌ از كليدهاي‌ درك‌ و فهم‌ اين‌ قصه‌ تاريخي‌ است‌. با اين‌ كه‌ نويسنده‌ قصد تأويل‌ و رمزگشايي‌ دارد، با متن‌ تفسيري‌ دشواري‌ روبه‌ رو نيستيم‌. كتاب‌ از امتياز جذابيت‌ و خواندني‌ بودن‌ برخوردار است‌. نويسنده‌ در مقدمه‌ كتاب‌، به‌ عنوان‌ يك‌ دين‌پژوه‌ به‌ تفاوت‌هاي‌ بين‌ روايت‌ قرآن‌ با روايت‌ تورات‌ مي‌پردازد.
در اين‌ مقدمه‌، توجه‌ به‌ تاريخ‌ محض‌ در روايت‌ قصص‌ الانبياء با آن‌ چه‌ در حقيقت‌ تاريخي‌ وجود دارد، راهكاري‌ تازه‌ براي‌ بازخواني‌ متون‌ مقدس‌ ارائه‌ مي‌دهد.
نكته‌ قابل‌ تأملي‌ كه‌ با مطالعه‌ اين‌ كتاب‌ به‌ ويژه‌ مقدمه‌ آن‌ دستگيرمان‌ مي‌شود، توجه‌ به‌ اين‌ موضوع‌ است‌ كه‌ نويسنده‌ اعتقاد دارد، بازخواني‌ قرآن‌ از ماجراي‌ يوسف‌، بنابر شناخت‌ مخاطبان‌ آن‌ زمانه‌ با توجه‌ به‌ نوع‌ تجربيات‌ آنان‌ است‌. تحول‌ شخصيت‌ها در قرآن‌ ناشي‌ از تجربه‌ عميق‌تر مخاطب‌ قرآن‌ نسبت‌ به‌ هستي‌ است‌.
در اين‌ فاصله‌ بزرگترين‌ اتفاقي‌ كه‌ افتاده‌ ظهور مسيحيت‌ بوده‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از نقش‌ هاو نظرها را تغيير داده‌ و آدميان‌ به‌ شناخت‌ عميق‌تري‌ از خدا، هستي‌ و شيطان‌ رسيده‌اند، اما به‌ نظر مي‌رسد كه‌ در انجيل‌ها فرصت‌ چنداني‌ نبوده‌ است‌ تا طرح‌ انسان‌ تمام‌ در هيأت‌ يوسف‌ بازخواني‌ شود. كتاب‌ «اندوه‌ يعقوب‌» جداي‌ از ساختار داستاني‌ كه‌ در بطن‌ خود ماجرا وجود دارد، زمينه‌ بسيار مناسبي‌ براي‌ تبديل‌ شدن‌ به‌ يك‌ رمان‌ است‌، رماني‌ كه‌ در روزگار ما جايش‌ بسيار خالي‌ است‌. روايت‌ طهماسبي‌ از يعقوب‌ به‌ قدري‌ زيبا و تأمل‌ برانگيز است‌ كه‌ خواننده‌اش‌ را، اگر كه‌ نويسنده‌ باشد، براي‌ نوشتن‌ يك‌ رمان‌ ترغيب‌ و تحريك‌ مي‌كند. ناگفته‌ نماند كه‌ خود كتاب‌ را نيز مي‌توان‌ به‌ عنوان‌ يك‌ اثر داستاني‌ تأمل‌ برانگيز خواند .ديگر اين‌ كه‌ نويسنده‌ معتقد است‌ هركس‌ يعقوب‌ و يوسف‌ درون‌ خود را مي‌نويسد.اين‌ نكته‌ مي‌تواند راهگشاي‌ اين‌ بحث‌ باشد كه‌ در دستمايه‌ قرار دادن‌ قصص‌ الانبياء براي‌ نوشتن‌ اثر داستاني‌ چگونه‌ مي‌توان‌ به‌ افق‌هاي‌ جديد تأويل‌ رسيد؟
حسن محمودی   
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
همشهري،25/8/1380 ص 9

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید