گزیده‌هایی از کتاب حج "از مناسک نوزایی تا فرایند فردیت" را در این بخش به مرور خواهم آورد برای علاقه مندانی که به سفر حج رهسپارند. 

________________________________________

 

____________________________________________

گامي براي راهي شدن

هنگامي كه كسي آهنگ سفر حج داشت، طلب حلاليّت از ديگران، نه از بيم مرگ، بلكه از آن­رو بود كه زائر كعبه تا حق‌النّاس را ادا نمي‌كرد، زائر شمرده نمي‌شد. راه رسيدن به كعبه تنها به عبور از بيابان‌ها و گذشتن از روستا‌ها و شهرهاي مسير آن نبود، بلكه...

______________________________________

بقيع

گنبدها و گل‌دسته‌هاي حرم و مسجد رسول در نورپردازي ماهرانه‌اي مي‌درخشيدند.در كنار اين تلألو درخشنده، گورستان بقيع، ظاهراً خاموش و تاريك بود. و ما، اول به ‌سمت گورستان رفته‌بوديم.

________________________________________

در مسجدالنبی

هنگامي كه زائر براي نخستين بار به اين مكان پاي مي‌گذارد، دوست دارد مسجد رسول را در همان روزگار محمّد به‌­ياد آورد و بسا كه اگر اين اشتياق، انديشه­‌ی زائر را تسخير كند، در اولين نگاه با همان صحنه‌اي مواجه شود که به روزگار محمد بود.

____________________________________________

در مسجد شجره

انگار كه مسجد شجره يا همان ميقات، جاي به صليب كشيدنِ عنوان‌ها، تشخّص‌ها، عقيده‌ها و حتّي نام‌ها است و عجب جلجتايي است اين ميقات. معنای احرام از همان هنگامي خود را مي‌نماياند كه كار به صليب كشيدن عنوان‌ها و تشخّص‌ها انجام گرفته باشد.

_____________________________________

مکه و هاجر

 پیش از بعثت مردمان مكه، دل‌بستگي بسيار به نمادهاي سنگي حرم پيداكرده بودند، هرگاه يكي از اهالي قصد سفر مي­كرد تكّه‌اي از سنگ‌هاي كعبه يا حرم را به‌­عنوان تبرّك و تيّمن با خود برمي‌داشت. همان‌گونه كه امروز حاجیان جرعه‌اي از آب زمزم را با خود به عنوان تبرّك مي‌برند....

____________________________________

بیت‌الحرام

نه تنها آدمیان از هر گروه و نژاد و آیین، بلکه همه‌ی مخلوقات خداوند "اهلِ بیت" او هستند همه از یک زهدان و همه از خاک همین زمین سرشته شده‌اند، همه حرمت دارند. در اینجا علف صحرا و جان مورچه‌ای کمتر از هیبت سلیمان نیست....

___________________________________

مشعر‌الحرام

وقوف شبی در مشعرالحرام شاید برای همین باشد كه بتوانم عمیق‌ترین لایه‌های تاریك وجود خودم را تجربه كنم. سایه‌های اجدادی و پدران ریز و درشتی كه در من فعّال شده‌اند بازشناسم تا بتوانم هنگام تصمیم‌گیری، خودم باشم ...

منا و قربانی

ابراهیم باید بیاموزد تا مهر بی‌کرانه‌ی خود را صدقه‌ی نیازمندان کند. احتمالاً همین‌ است که قصه‌ی ذبح اسماعیل تاویل دیگری پیدا می‌کند تأویل هر رؤیا هم این نیست که عین همان در عالم بیداری انجام گیرد.