اگر چه در هیچ موزه‌ای تابلو نقاشی شده‌ای از کعبه‌ی روزگار بعثت وجود ندارد، اما زائر اگر با خاطره‌ای از آن روزگار پای به این حرم بگذارد بسا که تصویری غیر از آنچه اکنون هست مشاهده کند. این تصویر را به ویژه همراه با نهج‌البلاغه می‌توان آشکارتر و بهتر دید. در یکی از خطبه‌های منسوب به امام علی آمده است که :

آیا نمی‌بینید كه خداوند مردمان را از آدم تا آخرین نفر از این جهان را با سنگ‌هایی به آزمون می‌گیرد كه نه زیانی دارند و نه سودی می‌بخشند؟ سنگ‌هایی كه نه می‌بینند و نه می‌شنوند. پس همان سنگ‌ها را بیت‌الحرام خویش گردانید.[1]

این آزمون که امام علی در کلام خود آورده کدام است؟ در بخش‌های بعدی سخن امام علی توصیف‌هایی دیده می‌شود كه ذهن زائر را در ارتباط با این بنا زیر و زبر می‌كند. از قبیل این­كه این بیت‌الحرام در یكی از فقیرترین و سنگلاخ‌ترین جای‌های زمین پدید آمده است، جایی كه اگر چشمه‌ای درآن یافت شود كم آب خواهد بود. اسب‌ها، شترها و گوسفندان، مرتع مناسبی برای چریدن ندارند. زمین برای كشت و زرع و ایجاد باغ‌های زیبا دیده‌ نمی‌شود. شن‌زارهای داغ و تفتیده جز گرمای طاقت فرسا و غبار خاك برای زائر هدیه‌ای ندارد. درحالی­كه خداوند می‌توانست بیت‌الحرام را درمیان باغ‌های زیبا، زمین‌های نرم و هموار و آن­جا كه جوی‌های آب به سرشاری روانند، قراردهد. خداوند می‌توانست به‌جای این سنگ‌های سیاه نتراشیده، بیت‌الحرام را از سنگ‌های گران‌بها، از یاقوت سرخ یا از زمرد سبز تدارك ببیند. پس چگونه است كه بیت‌الحرام در چنین جایی و كعبه را در چنین وضعیتی قرارداده است؟

بسا كه هركسی دوست‌تر می‌دارد تا پس از آن ‌همه رنج سفر، صنعتی بدیع و كاخی برافراشته را ببیند كه از شوكت و عظمت دربارهای فرمان‌روایان زمین كمتر نباشد و اگر نه، لااقل از حرم قدّیسینی چون حرمِ رضا فروتر شمرده نشود. امّا اگر به روزگار ِصدر اسلام بازگردیم، همان بیت‌الحرامی را می‌بینیم كه تصویر واقعی آن در نهج‌البلاغه آمده است. شاید كشمكش ذهنی ما از آن باشد كه این كعبه را صرفاً مسكن خداوند، شمرده‌ایم و برای خداوند كه دارای دارایان و توانگرترین توانگران است، ‌آن­گونه خانه‌ای را که توصیف آن در نهج‌البلاغه آمده باور نداریم.

اولین گمانه‌ای که به ذهنم می‌آید این است که این خانه چنان به سادگی بنا شده بود که شاید فقیرترین مردم جهان هم بتوانند خانه‌ای به همان­گونه در سرزمین خود بنا کنند. حرمی که هیچ نشانی از تمرکز قدرت و ثروت در آن نباشد و برای فراهم آوردنش نیازی به هزار گونه ترفندهای اقتصادی یا حتی تهاجم و غارت دیگران نباشد، چندان که در هر کوره ده فقیر در هر گوشه‌ی دنیا هم می‌توانی مسجدی از گل و سنگ ببینی که محرابش به سوی این خانه بنا شده است.

اگر تهی بودن كعبه را از هر نماد و تصویری در نظر آوریم و از همه­ی طلاكاری‌ها، نور پردازی‌ها و دیگر تزیینات كه بعدها بركعبه افزودند چشم بپوشیم، و اگر شهر مکه را پیش از آنکه شهری چنین مدرن باشد، در بیابانی خشک و خلوت به یاد آوریم، شاید به این نتیجه برسیم كه این خانه با همان سنگ‌های سیاه و زمخت و نتراشیده در این بیابان خشک، پیامی دیگر را هم به ذهن زائر متبادر می‌كند و آن داستان هاجر در شن‌زارهای داغ، رملستان‌های تهی از مراتع، فقر و دور افتادگی از آبادی‌ها و سبزه‌زارها، و چهره­‌ی آفتاب سوخته و دستانِ خالی زنی تبعیدی است در جست و جوی چشمه‌ی آبی.

در عین حال با همه‌ی سادگی در معماری این خانه، نام‌های گوناگون برای آن بیان شده بود، تنوع نام‌ها شاید اشاره به زوایای مختلف در مورد این خانه بوده است. هر نامی می‌تواند قسمتی از تاریخ گذشته‌ی این مکان را بیان کند.

مثلا "کعبه" می‌تواند اشاره به شکل و شمایل ظاهریِ این خانه باشد، "بیت‌العتیق" داستان هاجر و گذر او را از بردگی به آزادی به یاد می‌آورد، "مسجدالحرام" می‌تواند یاد آور داستانی باشد که در سوره‌ی "إسراء" آمده است.

از مهمترین نام‌ها برای این مکان که در قرآن آمده "بیت‌الحرام" است که معنای احرام و مناسک را نیز در خود دارد. و از متداول‌ترین نام‌ها که در قرآن نیامده "بیت‌الله‌الحرام" است یعنی که واژه‌ی "الله" را بعدها به "بیت‌الحرام" افزوده‌اند.

اگر بخواهم یک سیر معنادار نسبتا مشخصی را برای نام‌های این حرم در نظر بگیرم، اولین نامی که به گمانم دقت در معنای آن ضروری می‌نماید، "بیت" است و سپس دو نام دیگر که همراه با همین واژه‌ی "بیت" آمده‌اند که عبارتند از "بیت‌الحرام"، و سپس "بیت‌العتیق"

"بیت" با "مسکن" تا حدودی متفاوت است. مسکن جای آرام گرفتن کسی در آن است؛ برای استراحت یا سامان زندگی شخصی. ولی "بیت" جایی را گویند که افراد یک خانواده و خویشاوندان نزدیک در آن آمد و شد دارند، این افراد را "اهل بیت" هم می‌گویند. این مفهوم در مورد کعبه چندان گسترده بیان شده است که همه‌ی مردمان را در بر می‌گیرد بی آنکه اشاره‌ای به نژاد و دین و ایمان شود:

إِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ/ نخستین خانه‏‌اى كه براى مردم بر نهاده شد، همان خانه‌ی مبارک و هدایت براى جهانیان[2]

در این آیه، منظور از "نخستین بیت" صرفا قدیمی‌ترین خانه نیست بلکه نخستین خانه‌ای است که نه برای قومی و گروهی خاص، بلکه برای همه‌ی مردم جهان بنا شده است و همه‌ی اهل عالم " اهل بیت" آن شمرده می‌شوند. پس چنین خانه‌ای باید ویژگی‌های خاص خود را داشته باشد، باید حرمت همه‌ی اهل عالم در آن رعایت شود، وقتی که هرکسی از هر گوشه‌ی عالم اینجا را قبله‌ی خود قرار دهد، یعنی که همه‌ی جهانیان در یک خانه‌ی مشترک زندگی می‌کنند، چه آن کسی که به این مکان می‌آید و چه آن کسی که از سرزمین‌های دور دست این مکان را قبله قرار می‌دهد، هرکسی می‌تواند خویشاوندی خود را با دیگر مردمان جهان دریابد، باشد تا خصومت و دشمنی از میان برخیزد. اینجا خانه‌ی مردم است، فرمان‌روایان و امپراطوران هم اگر پای به این خانه می‌گذارند باید تاج و کلاه از سر برگیرند، عناوین خود را فراموش کنند، از همان قواعدی پیروی کنند که دیگر اهالی این خانه نیز ملزم به رعایت آن هستند.

حالا که این خانه، خانه‌‌ای برای همگان است،‌ پس رعایت حقوق همه‌ی اهل این خانه بر یکدیگر واجب است. یکی از مهم‌ترین معناهای "بیت‌الحرام" از همین‌جا و به همین دلیل باید باشد.

نه تنها آدمیان از هر گروه و نژاد و آیین، بلکه همه‌ی مخلوقات خداوند اهل بیت او هستند همه از یک زهدان و همه از خاک همین زمین سرشته شده‌اند، همه حرمت دارند. در اینجا علف صحرا و جان مورچه‌ای کمتر از هیبت سلیمان نیست. به‌راستی هم که این خانه با همه‌ی سادگی در معماری‌اش، چه نشانه‌های حیرت‌انگیزی را می‌نمایاند، چه صحرا دل است خداوند این خانه که خانه‌ی خود را محل امنِ انسان و جانور و گیاه گردانیده است

در جای دیگری از قرآن كه از امامت ابراهیم یاد شده، آمده است كه این بیت برای مردم "مَثابَةًلِلنَّاس‏" است[3] "مثابه" نام جایی است كه هرچیزی در آن­جا، آنگونه كه در آینده باید ساخته شود و شكل گیرد، اکنون به عنوان پیش­نمونه نمایش داده می شود، نمونه‌ای، نمادی یا نمایشی از چیزی یا واقعه‌ای كه قرار است ایجاد شود. [4] این نمونه و نماد نه برای گروهی‌خاص و یا قومی ‌برگزیده كه سوگلی خداوند باشند، بلكه این واقعه‌ای است كه برای "ناس" یعنی برای همه­‌ی مردمان، از هر قوم و طبقه و نژادی كه باشند، مقرر شده است.

"مثابه" نمایشی است از آنچه باید باشد. وضع کنونی من، وضع کنونی جامعه‌ی من، همانی نیست که باید باشد. این همه جدال‌ها و ستم‌ها و ضعیف کشی‌ها و نارسایی‌ها، مطلوب هیچ خردمندی نیست، برای رسیدن انسان و جوامع بشری به جهانی بی‌گزند و سالم و اجتماعی مطلوب و دلپذیر، اجتماع مردم در این "بیت" می‌تواند تمرینی و نمونه‌ای عینی باشد. رعایت دقیق حدود حرمت یکدیگر و حتی حرمت بوته‌ها و حشرات، که از شرایط حضور در این حرم است، این پیامِ آشکار را در خود دارد که در همه‌ی سرزمین‌های دیگر هم می‌تواند به مرور و در طی تمرین و ممارست نسل‌های پی در پی، اندک اندک شکل گیرد. مگر عهد خدا با آدم و سپس با ابراهیم، یکی هم همین نبود؟

"ناس" كلمه‌ای است فراگیر كه به مجموعه­ی آدم‌ها گفته‌می‌شود. اعم از عوام و خواص، جاهلان و دانایان، ثروتمندان و فقیران، زنان و مردان. واژه­ی ناس در برگیرنده­ی مجموعه‌ی آدم‌هایی است كه به هرحال در این جهان، در این منطقه و در این شهر زندگی ‌می‌كنند.

در قرآن بارها و بارها تكرار شده است كه "اكثر‌الناس‌لایعلمون"[5] بنابراین كلمه­‌ی "ناس" دربرگیرنده­ی نادانان و عوام یك جامعه ‌هم هست. از سوی دیگر، (اذّن فی‌الناس...) دعوت از همه‌ی مردمان به این خانه است تا دانایان و روشنفکران و رهبران هر جامعه‌ای بپذیرند که نادانی و عوام بودنِ اکثر مردم، وضع موجود است نه ایده‌ی مطلوب.

پس از آن و بلافاصله، در كوتاه‌ترین بیان، نكته­‌ی دیگری درباره­‌ی این خانه طرح می‌شود كه " و اَمناً" (جایی‌امن ‌و بی‌گزند). "اَمن" حالتی است برخلاف ترس و اضطراب. مؤمن نیز یعنی رها شده از اضطراب. بدیهی است كه در این طرح، منظور از امنیت، تنها این نیست كه مثلاً سپاه بیگانه‌ای به این شهر و به مردمان آن هجوم آورد یا نه. بلكه فرو ریختنِ ترس فرودستان است از فرادستانی كه در یك جامعه و در كنار هم زندگی می‌كنند. این امنیت موهبتی همگانی است و خداوندِ این خانه امكانات حیات را به همه­‌ی اهل بیت خویش ارزانی داشته است.

بنا براین، شاید بتوان گفت كه یكی از شرط‌های اساسی برای ایجاد جامعه‌ای امن، این است كه هیچ‌كس به هیچ بهانه‌ای سلطه بر دیگری نداشته باشد. ناامنی‌های ناشی از سلطه­‌ی آدم‌ها بر یكدیگر، هم­چون بیماری‌های مزمن و پنهان، سلامت نفس و استعلای حیات را در كام خود فرو می‌بلعد.  

سخن به‌درازا کشید در باره‌ی نام‌های این خانه، می‌اندیشم این همه طول و تفصیل در این نوشته، شاید برای مخاطب ملال آور باشد. از سوی دیگر، دریغ دارم که در باره‌ی برخی نام‌های دیگر چیزی ننویسم، به ویژه از "بیت‌العتیق" که به هرحال در قرآن هم یادی از آن شده است. اما جایگاه به یاد آوردن این نام، برای هنگامی است که مناسک حج به پایان رسیده و قربانی انجام گرفته باشد. بنا بر این شرح کوتاه در مورد این نام را می‌گذارم برای پس از بیرون آمدن از احرام و آخرین طواف بر کعبه.

گزیده‌هایی از "مناسک نوزایی تا فرایند فردیت" صفحه‌ی 67 به بعد

 


[1] - بخشي از خطبه‌ی 234 در نهج‌البلاغه‌ی فيض‌­الاسلام.

[2] - ‏‏سورۀ سوم (آل عمران) آیه‌ی 96

[3] - وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُود. سوره 2 (بقره)، آيه 125.

[4] - مثابه اسم مكان است از كلمه‌­ی ثوب به معناي رجوع شئ به حالتي كه در اصل براي آن در نظر گرفته شده است. لباس را به آن جهت ثوب مي گويند كه از هنگام رشتن نخ و بافتن پارچه در نظر داشته‌اند که از آن نخ و پارچه، لباس پديد آورند. بنابر اين مي­توان گفت كه مثابه جايي است كه اجتماع مردم و يا جامعه­‌ی انساني را آن گونه که در نظریه‌ی ديني است و در آينده بايد تحقّق پيداكند، مانند يك تمرين يا يك نمايش دسته جمعي، نشان مي دهد.

[5] - سوره‌ی 12(یوسف) آیه‌ی 21 و 40 و 68 و سوره‌ی16(نحل) آیه‌ی 38 و سوره‌ی30(روم) آیه‌ی 6 و آیه‌ی 30 و...